ای سلطان کرم سایه ات روی سرم
باز آقا بطلب که بیام به حرم
شور و حال منی پر و بال منی توو خیال منی
دادی تو منو راه ، به گدا یه نگاه که تو ماه منی
چجوری از تو دست بکشم بدون تو نفس بکشم
تویی که تنها آقا دل سوز منی آرزومه دوباره بیام
تو حرمت بدم یه سلام بهونه ی اشکای هر روز منی
بی تو می میرم آقام یه فقیرم آقام که تو حج فقرایی
ای کس و کارم آقا جون تو رو دارم ،
غم ندارم منو دستای گدایی
میبینم عاشقای تو رو اشکای زائرای تو رو
آرزومه منم بپوشم لباس خادمای تو رو
همه ی داراییمو به تو بدهکارم من
جون جوادت آقا خیلی دوست دارم من
تاريخ : پنجشنبه 25 تیر 1394 | 12:43 | نویسنده : yas_mahdi |
ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By Pichak :.